تبليغاتX
اَحسَنُ الطَریق
((الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدئهم الله و اولئک هم اولواالاباب))
شفاعت و توسل

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 15:57  توسط احسان  | 

دکتر ناصر العمر

شجاعت علما در اظهار حق

ترجمه: ابوعامر
جرات در اظهار حق يكي مهمترين صفاتي است كه شايسته است علما به آن متصف باشند آنطور که منكر را انكار كنند و به معروف امر كنند و آنكه را «بد» كرده است تذكر دهند، هركس و در هر رتبه اي كه باشد و علماي مسلمان در طول تاريخ اسوه حسنه اي براي علماي مسلمان امروزند
ما اينجا سه مثال از جرات در گفتن حق از سه عصر مختلف بيان خواهيم كرد:
نمونه اول: چگونگي برخورد صحابي جليل ابي سعيد خدري (رضي الله عنه) با مروان بن حكم خليفه اموي: وقتي كه ...
 
منبع :سایت بیداری

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 17:52  توسط احسان  | 

تاريخ پيدايش روافض

منبع: وبلاگ اهل سنت ایران

براي اولين بار اين انديشه توسط فردي يهودي بنام عبدالله بن سبأ يهودي از اهل يمن مطرح گرديد. وي در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفانرضي الله عنه به ظاهر مسلمان شد، و به قصد منحرف ساختن مردم به حجاز، بصره، كوفه و شام سفر كرد اما هيچ گونه موفقيتي كسب نكرد. سرانجام از شام اخراج شد. بعد از آن، به مصر رفت و آنجا ... ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:44  توسط احسان  | 

در روایت آمده است که پیامبر (ص) فرمود : الحق ینطق علی لسان عمر . یعنی حق بر زبان عمر سخن گوید. و نیز گفت :قد کان فی الامم محدثون فان یک فی امتی فعمر . یعنی اندر امتان پیشین محداون بودند و اگر در این امت بباشد عمر است

محدثان کسانی هستند که استعداد ویژه ای برای امور معنوی دارند و قلبشان مرکز الهامات و وادرات معنوی است و از جهان های ماورا حس خبر می دهند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:46  توسط احسان  | 

روایت کنند از پیغمبر (ص) که ابوبکر و عمر نزدیک او بودند (پای دراز کرده بود) عثمان در آمد(پای برکشید) و بپوشید و گفت: شرم دارم از مردی که فرشتگان از وی شرم دارند

منبع مذکور

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:26  توسط احسان  | 

آن ور زکه صدیق اکبر تجرید کرد و چهل هزار دینار به حضرت رسالت (ص) آورد گلیمی پوشیده بود و سیخی درو زده هم در آن حال جبرئیل نازل شد به همان لباس پیامبر (ص) پرسید این چه لباسی است؟ گفت: یا رسول الله! امروز همه ملایک را فرمان است تا موافقت ابوبکر گلیمی پوشند و سیخی بدوزند

تجرید: ار تعلقات نفسانی پاک شدن

منبع :خلفا راشدین در قلمرو نظم و نثر فارسی
تالیف : فریدون سپری

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:22  توسط احسان  | 

رویای صادقانه انعکاسی واقعی یا تمثیلی از آینه قلب است و ظرف پیکر به تناسب استعداد و شفافیت روح حقایقی را در قالب خواب دریافت می کند. پیامبران الهی با توجه به شرایط خاص معنوی خویش بسیاری از وقایعی را که بعدا اتفاق افتاده در رویا دیده اند چنانکه :(( ... رسول الله را (ص) در خواب قدحی شیر آوردند گفت: خوردم و آنچه باقی ماند به عمر دادم گفتند چه تاویل کردی یا رسول الله ؟ گفت : علم تاویل کردم
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:11  توسط احسان  | 

سالروز در گذشت سرور زنان دو عالم، دختر گرامی حضرت

محمد مصطفی (ص) پیامبر مهربانی، حضرت فاطمه (رض)

 بر عموم یکتاپرستان تسلیت باد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 21:46  توسط احسان  | 

منبع : وبلاگ عقیده اهل سنت و جماعت

صداي عمر از مدينه تا فسا رسيد

اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتاب‌هاي لغت نيز آن را نقل كرده‌اند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل مي‌كنيم :

ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.

جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ ..........................ادامه مطلب  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:13  توسط احسان  | 

  آثار روحى و روانى ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نكات علمى بسیار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند. ادامه را بخوانید »

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 6:2  توسط احسان  | 

دینم در برابر 20 پنی

توی یکی از سایت ها داستان عبرت آمیزی را که امام یکی از مساجد لندن درباره حادثه ای که برای خودش پیش آمده خواندم. این امام تعریف می کند:

به یکی از مساجد داخل شهر لندن منتقل شدم که کمی از محل زندگی ام دور بود. هر روز با اتوبوس از مسجدم به خانه برمی گشتم.

چند هفته ای می شد که این مسیر را با اتوبوس طی می کردم که یک روز حادثه ی نه چندان مهمی برایم رخ داد...

سوار اتوبوس شدم و پول کرایه را به راننده دادم و او هم بقیه اش را بهم پس داد. وقتی روی صندلی ام نشستم متوجه شدم راننده 20 پنس بیشتر بهم پس داده.

با خودم گفتم باید این مبلغ را به راننده پس بدهم. اما از یک طرف این مقدار مبلغ را چندان مهم نمی دانستم و با خودم می گفتم این چندان مبلغی نیست که لازم باشد پسش بدهم!

همین طور داشتم با خودم یکی به دو می کردم تا اینکه تصمیم گرفتم بقیه آن پول را پس بدهم چون بالاخره حق، حق است...

هنگام پیاده شدن مبلغ اضافی را به راننده دادم و گفتم: ببخشید شما این 20 پنی را اشتباهی اضافی دادید.
راننده تبسمی کرد و گفت:

ببخشید شما همان امام جدیدی نیستید که تازه به این منطقه آمدید؟ من مدتی است که دارم درباره اسلام فکر می‌کنم. این مبلغ را هم عمدا به شما اضافی دادم تا ببینم رفتار یک مسلمان در چنین موقعیتی چگونه خواهد بود!!

آن امام مسجد می گوید:

وقتی از اتوبوس پیاده شدم حس کردم پاهایم توانایی نگه داشتن من را ندارند. به نزدیکترین تیر چراغ آن خیابان تکیه دادم...

اشکهایم بی اراده سرازیر بودند... نگاهی به آسمان انداختم و گفتم: خدایا! نزدیک بودم دینم را به 20 پنی بفروشم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 6:30  توسط احسان  | 

 

در مذهب تشيع ، مردم شهادت  امامان را عزاداري شديدي  ميگيرند و يا بلعكس تولد ايشان را جشن بزرگي ميگيرند.همه اين اعمال ناشي از افراط است. آيا بهتر نيست به جاي گريه كردن زندگي آنان را سرمشق خود قرار دهيم.گريه كردن چه سودي به انسان ميرساند. مداحي عملي است كه در زمان شهادت يا وفات امامان صورت ميگيرد و باعث تحريك احساسات مردم ميشود. احساساتي كه بازيچه دست مداحان سودجو ميشود.

بياييد اشعار مداحي را با نص قرآن بررسي كنيم. مداحي كه از اینجا دانلود ميشود را خوب گوش دهيد. در قسمتي از آن مداح ميگويد:"توكل كن علي الحيدر".(حالا بماند چه توهين هايي به اهل سنت كرد و مسجدهاي ما را به بتخانه توصيف كرد.) اما خداوند در قرآن ميفرمايد:"اني توكلت علي الله ربي و ربكم _من توكلم بر خداوندي است كه پروردگار من و شماست{هود56}" و ميفرمايد:"و لئن سالتهم من خلق السماوات و الارض ليقولن الله قل افرايتم ما تدعون من دون الله ان ارادني الله بضر هل هن كاشفات ضره او ارادني برحمه هل هن ممسكات رحمته قل حسبي الله عليه يتوكل المتوكلين_اگر از آنها بپرسي چه كسي آسمان ها و زمين را خلق كرده است قطعا ميگويندخدا.بگو چه ميگوييد درباره آنچه جز خدا ميخوانيد اگر خداوند بخواهد كه به من گزندي برسد آيا آنان دور كننده گزند او هستند؟يا اگر رحمتي براي من بخواهد آيا آنان بازدارنده رحمت اويند؟بگو خداوند براي من كافيست و توكل انسان هاي متوكل به اوست{زمر38}" ويا ميفرمايد:"و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب_هيچ توفيقي براي من حاصل نميشود جز به وسيله خدا.توكلم بر اوست و به سوي او باز ميگردم.{هود88}". من به همين يك مورد بسنده ميكنم. حالا من به شما پيشنهاد ميكنم در اين نوشته ها تامل كنيد و منصفانه قضاوت كنيد.

منبع : وبلاگ اهل سنت کردستان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 10:26  توسط احسان  | 

خروج دجال    
هرگاه دجال بياید به همراه خود آب و آتش می‌آورد، آنچه در دید مردم آب به نظرمی‌رسد (درواقع) آتش است و آنچه را آتش می‌پندارند، آب زلال و شيرين است.



 

.....................................................................................

إِنَّ مَعَ الدَّجَّالِ إِذَا خَرَجَ مَاءً وَنَارًا فَأَمَّا الَّذِي يَرَى النَّاسُ أَنَّهَا النَّارُ فَمَاءٌ بَارِدٌ وَأَمَّا الَّذِي يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ مَاءٌ بَارِدٌ فَنَارٌ تُحْرِقُ فَمَنْ أَدْرَكَ مِنْكُمْ فَلْيَقَعْ فِي الَّذِي يَرَى أَنَّهَا نَارٌ فَإِنَّهُ عَذْبٌ بَارِدٌ
[رياض الصالحين باب الدجال و اخبارها، الرقم ۱۸۰۹، صحيح البخاری كتاب: احاديث الانبياء ۳۱۹۴، الفتن ۶۵۹۷، سنن ابی داود الملاحم ۳۷۶۰، ابن ماجة الفتن، مسند احمد ۲۲۱۶۶]

حديث: هرگاه دجال بياید به همراه خود آب و آتش می‌آورد، آنچه در دید مردم آب به نظرمی‌رسد (درواقع) آتش است و آنچه را آتش می‌پندارند، آب زلال و شيرين است. اگر كسی از شما (در آن وقت در قید حیات بود و) او را يافت، آتش را برگزيند چراكه آبِ زلال و شيرين است.

يَتْبَعُ الدَّجَّالَ مِنْ يَهُودِ أَصْبَهَانَ سَبْعُونَ أَلْفًا عَلَيْهِمُ الطَّيَالِسَةُ 
[رياض الصالحين باب الدجال واخبارها ، الرقم ۱۸۱۲. صحيح مسلم كتاب الفتن واشراطها ۵۲۳۷. مسند احمد ۱۲۸۶۵] .

حديث: هفتاد هزار از يهودیان سبزپوشِ اصفهان، دجّال را همراهی می‌كنند.

 منبع: گلزار حدیث، نوشته عبدالواحد قلندرزهی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:50  توسط احسان  | 

 

فرقان الحق،جوك قرن 21 (منبع : سایت بیداری اسلامی)

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 9:57  توسط احسان  | 

عايشه صدیقه مادر مؤمنان جهان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 18:44  توسط احسان  | 

توزیع رایگان کتابی در باره ی توهین به پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) 
 
در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 22:28  توسط احسان  | 

مشکلات دانشجویان سنی

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 22:23  توسط احسان  | 

ديدار خداوندي

از قرآن و حديث و اجماع صحابه و تابعين، اين امر ثابت است كه اهل ايمان در بهشت به ديدار خداوندي مشرف و سرفراز مي‌گردند و همانگونه كه خداي عزّوجل بندگان را مي‌بيند و او خود از جهت و مكان پاك و منزّه است در حاليكه بندگان در جهت و مكاني  هستند، عقلا اين هم ممكن است كه بنده در جهت و مكان خاصي باشد ولي خداوند قدوس از جهت و مكان پاك و برتر بوده رؤيت شود.

باقی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 22:20  توسط احسان  | 

داستان حضرت عثمان بن مظعون رضی الله عنه

عثمان بن مظعون از چهره هاى درخشان مسلمانان نخستين است وتا پايان عمر در راه اسلام ثابت قدم بود. او در مدينه چشم از جهان پوشيد و نخستين كسى است كه در «بقيع » مدفون شد، و همين موجب گرديد كه بقيه اموات مسلمانان در آنجا دفن شوند، و بقيع به صورت قبرستان مسلمانان مدينه درآيد.

باقی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:43  توسط احسان  | 

يحيي بن سعيد مي گويد: گروهي از مردم عراق نزد علي بن حسن آمدند و در مورد ابوبكر و عمر و عثمان رضي الله عنهم حرفهايي گفتند هنگامي كه سخنانشان به پايان رسيد علي بن حسن فرمود: گواهي مي دهم كه شما مصداق اين آيه نيستيد: «والذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رئوف الرحيم»؛ كساني كه پس از مهاجرين و انصار بدنيا مي آيند، مي گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان اوردن بر ما پيشي گرفته اند بيامرز. و كينه اي نسبت به مومنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رافت و رحمت فراواني هستي.

مولاي جابر جعفي مي گويد: ابو جعفر محمد بن علي موقع خداحافظي به من گفت: اين پيام مرا به اهل كوفه برسان كه من از كسي كه از ابوبكر و عمر رضي الله عنهما بي زاري بجويد، بي زارم.

محمد بن اسحاق از ابو جعفر محمد بن علي نقل مي كند كه ايشان فرمود: كسي كه فضل و مرتبه ابوبكر و عمر رضي الله عنهما را نداند نسبت به سنت پيامبر جاهل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 11:1  توسط احسان  |