ادامه مطلب را بخوانید
| دکتر ناصر العمر شجاعت علما در اظهار حق ترجمه: ابوعامر
جرات در اظهار حق يكي مهمترين صفاتي است كه شايسته است علما به آن متصف باشند آنطور که منكر را انكار كنند و به معروف امر كنند و آنكه را «بد» كرده است تذكر دهند، هركس و در هر رتبه اي كه باشد و علماي مسلمان در طول تاريخ اسوه حسنه اي براي علماي مسلمان امروزند ما اينجا سه مثال از جرات در گفتن حق از سه عصر مختلف بيان خواهيم كرد: نمونه اول: چگونگي برخورد صحابي جليل ابي سعيد خدري (رضي الله عنه) با مروان بن حكم خليفه اموي: وقتي كه ... منبع :سایت بیداری |
براي اولين بار اين انديشه توسط فردي يهودي بنام عبدالله بن سبأ يهودي از اهل يمن مطرح گرديد. وي در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفانرضي الله عنه به ظاهر مسلمان شد، و به قصد منحرف ساختن مردم به حجاز، بصره، كوفه و شام سفر كرد اما هيچ گونه موفقيتي كسب نكرد. سرانجام از شام اخراج شد. بعد از آن، به مصر رفت و آنجا ... ادامه مطلب
محدثان کسانی هستند که استعداد ویژه ای برای امور معنوی دارند و قلبشان مرکز الهامات و وادرات معنوی است و از جهان های ماورا حس خبر می دهند
منبع مذکور
تجرید: ار تعلقات نفسانی پاک شدن
منبع :خلفا راشدین در قلمرو نظم و نثر فارسی
تالیف : فریدون سپری
محمد مصطفی (ص) پیامبر مهربانی، حضرت فاطمه (رض)
بر عموم یکتاپرستان تسلیت باد
اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتابهاي لغت نيز آن را نقل كردهاند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل ميكنيم :
ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.
جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ ..........................ادامه مطلب
آثار روحى و روانى ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نكات علمى بسیار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مىكند. ادامه را بخوانید »
دینم در برابر 20 پنی
در مذهب تشيع ، مردم شهادت امامان را عزاداري شديدي ميگيرند و يا بلعكس تولد ايشان را جشن بزرگي ميگيرند.همه اين اعمال ناشي از افراط است. آيا بهتر نيست به جاي گريه كردن زندگي آنان را سرمشق خود قرار دهيم.گريه كردن چه سودي به انسان ميرساند. مداحي عملي است كه در زمان شهادت يا وفات امامان صورت ميگيرد و باعث تحريك احساسات مردم ميشود. احساساتي كه بازيچه دست مداحان سودجو ميشود.
بياييد اشعار مداحي را با نص قرآن بررسي كنيم. مداحي كه از اینجا دانلود ميشود را خوب گوش دهيد. در قسمتي از آن مداح ميگويد:"توكل كن علي الحيدر".(حالا بماند چه توهين هايي به اهل سنت كرد و مسجدهاي ما را به بتخانه توصيف كرد.) اما خداوند در قرآن ميفرمايد:"اني توكلت علي الله ربي و ربكم _من توكلم بر خداوندي است كه پروردگار من و شماست{هود56}" و ميفرمايد:"و لئن سالتهم من خلق السماوات و الارض ليقولن الله قل افرايتم ما تدعون من دون الله ان ارادني الله بضر هل هن كاشفات ضره او ارادني برحمه هل هن ممسكات رحمته قل حسبي الله عليه يتوكل المتوكلين_اگر از آنها بپرسي چه كسي آسمان ها و زمين را خلق كرده است قطعا ميگويندخدا.بگو چه ميگوييد درباره آنچه جز خدا ميخوانيد اگر خداوند بخواهد كه به من گزندي برسد آيا آنان دور كننده گزند او هستند؟يا اگر رحمتي براي من بخواهد آيا آنان بازدارنده رحمت اويند؟بگو خداوند براي من كافيست و توكل انسان هاي متوكل به اوست{زمر38}" ويا ميفرمايد:"و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب_هيچ توفيقي براي من حاصل نميشود جز به وسيله خدا.توكلم بر اوست و به سوي او باز ميگردم.{هود88}". من به همين يك مورد بسنده ميكنم. حالا من به شما پيشنهاد ميكنم در اين نوشته ها تامل كنيد و منصفانه قضاوت كنيد.
منبع : وبلاگ اهل سنت کردستان
| خروج دجال |
در ادامه مطلب
ديدار خداوندي
از قرآن و حديث و اجماع صحابه و تابعين، اين امر ثابت است كه اهل ايمان در بهشت به ديدار خداوندي مشرف و سرفراز ميگردند و همانگونه كه خداي عزّوجل بندگان را ميبيند و او خود از جهت و مكان پاك و منزّه است در حاليكه بندگان در جهت و مكاني هستند، عقلا اين هم ممكن است كه بنده در جهت و مكان خاصي باشد ولي خداوند قدوس از جهت و مكان پاك و برتر بوده رؤيت شود.
باقی در ادامه مطلب
| ||||||||||
عثمان بن مظعون از چهره هاى درخشان مسلمانان نخستين است وتا پايان عمر در راه اسلام ثابت قدم بود. او در مدينه چشم از جهان پوشيد و نخستين كسى است كه در «بقيع » مدفون شد، و همين موجب گرديد كه بقيه اموات مسلمانان در آنجا دفن شوند، و بقيع به صورت قبرستان مسلمانان مدينه درآيد.باقی در ادامه مطلب |
يحيي بن سعيد مي گويد: گروهي از مردم عراق نزد علي بن حسن آمدند و در مورد ابوبكر و عمر و عثمان رضي الله عنهم حرفهايي گفتند هنگامي كه سخنانشان به پايان رسيد علي بن حسن فرمود: گواهي مي دهم كه شما مصداق اين آيه نيستيد: «والذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رئوف الرحيم»؛ كساني كه پس از مهاجرين و انصار بدنيا مي آيند، مي گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان اوردن بر ما پيشي گرفته اند بيامرز. و كينه اي نسبت به مومنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رافت و رحمت فراواني هستي.
مولاي جابر جعفي مي گويد: ابو جعفر محمد بن علي موقع خداحافظي به من گفت: اين پيام مرا به اهل كوفه برسان كه من از كسي كه از ابوبكر و عمر رضي الله عنهما بي زاري بجويد، بي زارم.
محمد بن اسحاق از ابو جعفر محمد بن علي نقل مي كند كه ايشان فرمود: كسي كه فضل و مرتبه ابوبكر و عمر رضي الله عنهما را نداند نسبت به سنت پيامبر جاهل است.