تبليغاتX
اَحسَنُ الطَریق

اَحسَنُ الطَریق

((الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدئهم الله و اولئک هم اولواالاباب))

یه روز دو تا دوست در حال دیدن یه فیلم بودن. تو فیلم قرار بود یه مسابقه ی اسب سواری به پا بشه. یکی از دو دوست میگه بیا شرط ببندیم کدوم برنده میشه!

دومی میگه: باشه، من شرط می بندم اسب سفید برنده بشه

اولی میگه: من میگم اسب سیاه میبره

مسابقه پخش میشه و اسب سفید می بره. و نفر دوم تمام پولا رو برمی داره. بعد از پایان فیلم نفر دوم پول رفیقش رو پس میده و میگه: من این فیلم رو قبلا دیده بودم و میدونستم که اسب سفید می بره. نفر دوم در جواب دوست صادقش میگه: پولا رو بذار تو جیبت چون من هر شب این فیلم رو می بینم و منم می دونستم اسب سفید برنده میشه اینبار ریسک کردم و گفتم شاید اسب سیاه برنده بشه!!!!

 

آره دوستان اینگونه ریسک ها همیشه بی نتیجه است. بدون احتیاج به علم غیب هم میشه فهمید. اینگونه فیلم ها هر روز برای ما هم پخش میشه. ما هم می بینیم که اعتیاد آبرو و ناموس رو میبره ولی باز هم سراغش میریم چون ریسک میکنیم و میگیم شاید ما این طوری نشیم. ما میبینیم که مال دزدی خوردن نداره ولی باز هم دزدی میکنیم چون ریسک می کنیم که شاید ما بتونیم بخوریم!!!!

اما همه میدونن که این ریسک ها بی معنیه

 

از سخنان مولوی رزم آرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 23:32  توسط احسان  | 

میخواستم بعد از مدت ها برگشتن و فارغ شدن با یه پست مناسب بیام ولی در وبلاگ اهل سنت ایران متن زیر رو دیدم که وظیفم بود بذارم

با تشکر از وبلاگ اهل سنت ایران

فتواي تكان دهنده شيخ در مورد صدها ميليون مسلمان سني مذهب

از بالاي منبر "اسلام ناب محمدي" نه تنها عمر خليفه دوم مسلمانان جهان را به باد بدترين و زشت ترين ناسزاها قرار مي دهد بلكه با سند فقهي و حديث پيامبر و علي مدعي مي شود كه كه از نظر "شرع" همه مسلمانان سني مذهب حرامزاده هستند، و بر طبق فقه اسلام و فقه نبوي زنان سني ها بر آنان حرام است.

اخيرا حجت السلام شيخ مهدي دانشمند از بيت رهبري و نظريه پرداز موعظه خوان جمهوري اسلامي كه شبكه ماهواره اي تلويزيون سلام سخنراني هاي او را پخش مي كند، در يكي از خطبه هاي خود، از بالاي منبر "اسلام ناب محمدي" نه تنها عمر خليفه دوم مسلمانان جهان را به باد بدترين و زشت ترين ناسزاها قرار مي دهد بلكه با سند فقهي و حديث پيامبر و علي مدعي مي شود كه كه از نظر "شرع" همه مسلمانان سني مذهب حرامزاده هستند، و بر طبق فقه اسلام و فقه نبوي زنان سني ها بر آنان حرام است.

بنده وارد جزئيات افاضات اين شيخ درازآستين نمي شوم. از خواننده محترم استدعا مي كنم كه فيلم كوتاه ويديويي مربوطه را در يوتيوب حتما مشاهد كنند (لينك شماره يك در پايان اين نوشتار).

البته اين اولين بار نيست كه اين شيخ دانشمند اينگونه سخاوتمندانه در مورد سني ها اظهار محبت مي كند. مدتي پيش، نوشتاري از اين حقير بهمراه لينك ويدئويي مربوطه در مورد توهين شيخ به مردم بلوچ و اهل سنت، در سايت هاي مختلف منتشر شد.

انگيزه من از نوشتن و بر ملاء كردن اين شيخ عزيز و دردانه بيت رهبري، در آستانه سي امين سالگرد بقدرت رسيدن آخوندها، جلب توجه هموطنان به حقايق بسيار تلخ و ناگواري است كه در ايران به زور سر نيزه مي گزرد. بيان اين حقايق، به قول شاملو، زبان انسان را مي سوزاند و نگفتن آن، مغز استخوان را.

در سال گذشته ميلادي رژيم جمهوري اسلامي دو مولوي ( رهبر مذهبي) سني مذهب به نام هاي مولوي عبدالقدوس ملازهي و مولوي محمد يوسف سهرابي را به جرم " قصد ايجاد تفرقه بين سني و شيعه" اعدام نمود ( لينك شماره دو).

در طي سال هاي اخير تعداد زيادي از رهبران سني مذهب بلوچ؛ كرد؛ تركمن صحرا، هرمزگان؛ خراسان؛ طالش؛ آذربايجان و ديگر مناطق ايران، به همراه صدها طلبه سني و فعال مدني اهل سنت ؛ به اتهام تفرقه پراكني بين سني و شيعه دستگير؛ زنداني؛ شكنجه و حتي اعدام شده اند.

مولانا احمد نارويي ؛ رهبر مذهبي شماره دو سيستان و بلوچستان؛ فقط به جرم گفتن كلماتي بدين مضمون كه توهين به مقدسات اهل سنت كمكي به وحدت بين شيعه و سني دركشورايران ِ اسلامي نمي كند، دستگير و روانه زندان نامعلومي جهت شكنجه و بازجويي شود.

سركوب و اعدام هاي بيرحمانه اهل سنت در حالي صورت مي گيرد كه امثال حجت السلام شيخ مهدي دانشمند ها نه تنها مجاز هستند كه از جايگاه منبر و مسجد به اهل تسنن توهين كنند، بلكه با صرف پول هنگفت بيت المال اين نظريات خود را از طريق شبكه هاي جهاني نظير تلويزيون ماهواره اي سلام روزانه تكثير و منتشركنند.

ترور و سركوب اهل سنت از يك طرف و تبليغات گوبلز گونه جمهوري اسلامي در مورد "وحدت شيعه و سني" از طرف ديگر همچنان بي وقفه ادامه دارد.

عليرغم متانت، مواضع نرم و مسالمت آميز رهبران مذهبي اهل تسنن و همسويي آنها با رژيم جمهوري اسلامي (لينك شماره سه)، متعصبين ولايت فقيه به چيزي كمتر از تسليم كامل اهل تسنن در مقابل "اسلام ناب ولايت مطلقه فقيه" راضي نخواهند شد.

هفته پيش مولانا عبدالطيف حيدري از علماي اهل سنت تايباد خراسان به قتل رسيد. درهمان هفته سازمان تبليغات رژيم اعلام نمود كه ۲۴ هزار مبلغ به مساجد مناطق محروم سيستان و بلوچستان اعزام شده‌اند (لينك شماره چهار).

هدف اين مبلغين بيشمار تغذيه فكري و اعتقادي مردم سني مذهب بلوچ اعلام شده است. اين در حالي است كه رژيم جمهوري اسلامي براي تغذيه (غذايي) سني هاي نوار غــزه ميليون ها دلار از بيت المال ايرانيان هزينه مي كند، اما بلوچ هاي گرسنه فقط تغذيه فكري و اعتقادي مي شوند.

حقيقتا جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل، مخصوصا در مملكتي كه اينگونه بطور علني و بي پروا سنگ ها را بسته و سگ ها را رها كرده اند.

عبدالستار دوشوکی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 21:39  توسط احسان  | 

کار کوچک با عشق بزرگ

مردی کنار ساحل دور افتاده ای قدم میزد. مرد دیگری را در فاصله ای دور میبیندکه مدام خم میشود و چیزی را از زمین بر می دارد و توی اقیانوس پرت میکند. نزدیک که میشود میبیند مردی بومی صدفهایی که به دام ساحل افتاده اند را در آب می اندازد.

- صبح بخیر دوست من! خیلی دلم می خواهد بدانم چه میکنی؟

- این صدف ها را داخل اقیانوس میاندازم. الان موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل آورده و اگر آن ها را توی آب نیاندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

- دوست من! حرفت را میفهمم ولی دراین ساحل هزاران هزار صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمیتوانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست نمیبینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمیکند؟

مرد بومی لبخند می زند و خم میشود و دوباره صدفی را بر میدارد و آن را در داخل دریا می اندازد: برای این یکی اوضاع فرق کرد!!!

نتیجه: مادر ترزا معتقد بود ((ما نمیتوانیم کارهای بزرگی را روی این کره ی خاکی انجام دهیم اما میتوانیم کارهای کوچک را با عشق های بزرگ انجام دهیم! ))

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:42  توسط احسان  | 

داستان یه کوهنوردی که خیلی ها شنیدن رو گذاشتم که حتی اگه بارها هم شنیده باشیمش خوندن دوبارش خالی از لطف نیست

روزی کوهنورد جوونی میره کوه. از بخت بدش اوضاع هوا بهم میریزه و حسابی مه میشه مه اونقد غلیظ میشه که اون حتی نمیتونسته جلوی پایش رو ببینه. طبق منطق این تازه کوهنورد راه برگشت رو انتخاب میکنه. وقتی که داشته از صخره های بلند پایین می اومده سقوط میکنه! و از طنابش بین زمین و آسمون آویزون میشه.اون دیگه هیچ کاری نمیتونست بکنه. یاد خدا می افته و بلند فریاد میزنه:

خدا یا کمکم کن

یه صدایی بهش میگه:

به من اعتماد داری؟

آره

پس طناب رو ببر!

کوهنورد تعجب میکنه و بعد از کمی اندیشه این کار رو نمیکنه! و اون قد اونجا میمونه تا آخر یخ میزنه و میمیره! فردا گروه اکتشاف جسد اون کوهنورد رو طوری پیدا میکنن که از طنابش آویزون بود و با زمین تنها دو متر فاصله داشت!!!!

 

دوستان مشکلات زندگی هم مثل مه میمونه وقتی اعتماد به خدا نباشه باعث میشه بین زمین و آسمون گیر کنیم و آخر سر زیر بار این مشکلات کمر خم کنیم ولی وقتی اعتماد باشه وقتی اطمینان باشه دیگه جایی برای ترس نیست. آرامش اولین نشانه ی حضور خداست. وقتی ایمان داریم که این دنیا خدایی داره حکیم و قدیر و عادل و از همه مهمتر رحیم پس جایی برای ترس نیست.

تنها چیزی که خدا از بشر می خواهد یک قلب آرام است  (میستر اکهارات)
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 22:27  توسط احسان  | 

مدت ها بود دنبال یه مطلب باحال برای آپ کردن بودم که بعد از ماه ها یافت شد
امید که خوشتون بیاد (برگرفته از وبلاگ رمز حیات )

داستان اول:

روزی مرد مومنی ناگهان تمام ثروتش را از دست داد. او پس از این که کاملا فقیر شد و هیچ ثروتی نداشت تمام شب و زور دعا میکرد که خدایا بگذار من یکبار در مسابقه ی بخت آزمایی برنده شوم.سالها همین گونه سپری شد و او هیچگاه برنده ی مسابقه ی بخت آزمایی نشد.سرانجام در اوج فقر مرد ولی آن زمان فردی با ایمان بود به همین دلیل روانه ی بهشت شد. وقتی به در بهشت رسید از وارد شدن به آن سر باز زد و بلند فریاد زد: تمام وعده هایی که به من دادی دروغ بود. وخدا در جواب گفت: نه! من در تمام اوقات با تمام وجود حاضر بودم کمکت کنم ولی تو حتی یکبار بلیت بخت آزمایی نگرفتی ...

داستان دوم:

روزی شخصی با قطار به شهری رفت به نام (شهر همه جا) در آنجا متوجه شد که هیچ کس آنجا کفش به پا ندارد و همه پا برهنه هستند مرد از دیدن این اوصاع بسیار متعجب شد. وی سوار تاکسی شد در تاکسی فهمید که راننده تاکسی هم کفش ندارد از او پرسید که چرا کفش نمی پوشد؟ راننده گفت:

آه آری چرا ما کفش نمی پوشیم؟ مرد وقتی به هتل مورد نظرش رسید دید آنجا نیز مثل سایر مکان ها کسی کفش به پا ندارد و همه پا برهنه هستند مرد پس از کمی استراحت به شهر رفت تا بفهمد چرا مردم کفش ندارند. از یکی پرسید شما میدانید کفش چیست؟

- بله میدانیم آنجا را نگاه کن. آنجا کارخانه ی کفش سازی است که ما از داشتن آن به خود می بالیم ما هر یکشنبه آنجا جمع می شویم و به سخنان مدیر آن گوش میدهیم

-پس چرا کفش نمی پوشید؟

-آه آری چرا کفش نمی پوشیم؟

بله مانند اهالی شهر ما همه به دعا اعتقاد داریم همه ی ما ایمان داریم که دعا می تواند بسیاری از خواسته های ما را تحقق بخشد. ما می دانیم دعا می تواند معجزه بیافزاید ما را تغییر دهد زندگیمان را متحول سازد و ما را احیا کند. ما زا نیروی اعجاز آگاهیم ولی با این حال دعا نمیکنیم چرا؟ سوال همین جاست:

چرا دعا نمیکنیم؟

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 13:39  توسط احسان  | 

عید سعید فطر مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:22  توسط احسان  | 

منبع اهل سنت شمال

سخنان ائمه شيعه درباره خلافت خلفاي راشدين

 

   اين فصل را پس از بيان موضعگيري ائمه شيعه در قبال خلافت خلفاي راشدين بشايان مي بريم همانگونه كه قبلاًگفتيم بحث كاملي در اين موضوع ارائه داده باشيم شيعه عقيده دارد كه امامت امري الهي ،كه فرزندان علي تا امام دوازدهم تسلسل مي يابد.اما آنچه كه راويان و مورخان بر آن اتفاق دارند اين است كه:هنگامي كه امام علي ،پس از ضربت خوردن از شمشير مسموم«ابن مجلم»در بستر مرگ بود،مورد سءوال قرار گرفته ،واز ايشان پرسيدند كه چه كسي بعد از ايشان به خلافت مي رسد؟و ايشان در جواب گفتند:

   "شما را ترك مي كنم،همانگونه كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم شما را ترك گفت."(42)

   وپس از وفات امام مسلمانان گرد هم آمده وپسر ايشان حسن را به خلافت برگزسدند.اما امام حسن به خاطر جلوگيري از خونريزي،با معاويه صلح نموده،وبه نفع او از خلافت كناره گرفتند.

   حال مي پرسيم كه اگر خلافت منصبي الهي بود،آيا امام حسن مي توانست به حجت جلوگيري از ريختن خون مسلمانان از آن كناره گيري كند؟

   چون همانگونه كه مي دانيم هنگاميكه امر دفاع از دستورات خداوند وشريعتش پيش مي آيد،مكاني براي جلوگيري از ريختن خون باقي نمي ماند.و در غير اين صورت جهاد وقتال در راه حكمفرما كردن دين،شريعت،و اوامر ونواهي خداوند چه .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 19:19  توسط احسان  | 

شفاعت و توسل

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 15:57  توسط احسان  | 

دکتر ناصر العمر

شجاعت علما در اظهار حق

ترجمه: ابوعامر
جرات در اظهار حق يكي مهمترين صفاتي است كه شايسته است علما به آن متصف باشند آنطور که منكر را انكار كنند و به معروف امر كنند و آنكه را «بد» كرده است تذكر دهند، هركس و در هر رتبه اي كه باشد و علماي مسلمان در طول تاريخ اسوه حسنه اي براي علماي مسلمان امروزند
ما اينجا سه مثال از جرات در گفتن حق از سه عصر مختلف بيان خواهيم كرد:
نمونه اول: چگونگي برخورد صحابي جليل ابي سعيد خدري (رضي الله عنه) با مروان بن حكم خليفه اموي: وقتي كه ...
 
منبع :سایت بیداری

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 17:52  توسط احسان  | 

تاريخ پيدايش روافض

منبع: وبلاگ اهل سنت ایران

براي اولين بار اين انديشه توسط فردي يهودي بنام عبدالله بن سبأ يهودي از اهل يمن مطرح گرديد. وي در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفانرضي الله عنه به ظاهر مسلمان شد، و به قصد منحرف ساختن مردم به حجاز، بصره، كوفه و شام سفر كرد اما هيچ گونه موفقيتي كسب نكرد. سرانجام از شام اخراج شد. بعد از آن، به مصر رفت و آنجا ... ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:44  توسط احسان  | 

در روایت آمده است که پیامبر (ص) فرمود : الحق ینطق علی لسان عمر . یعنی حق بر زبان عمر سخن گوید. و نیز گفت :قد کان فی الامم محدثون فان یک فی امتی فعمر . یعنی اندر امتان پیشین محداون بودند و اگر در این امت بباشد عمر است

محدثان کسانی هستند که استعداد ویژه ای برای امور معنوی دارند و قلبشان مرکز الهامات و وادرات معنوی است و از جهان های ماورا حس خبر می دهند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:46  توسط احسان  | 

عثمان بی عفان (رض)

روایت کنند از پیغمبر (ص) که ابوبکر و عمر نزدیک او بودند (پای دراز کرده بود) عثمان در آمد(پای برکشید) و بپوشید و گفت: شرم دارم از مردی که فرشتگان از وی شرم دارند

منبع مذکور

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:26  توسط احسان  | 

آن ور زکه صدیق اکبر تجرید کرد و چهل هزار دینار به حضرت رسالت (ص) آورد گلیمی پوشیده بود و سیخی درو زده هم در آن حال جبرئیل نازل شد به همان لباس پیامبر (ص) پرسید این چه لباسی است؟ گفت: یا رسول الله! امروز همه ملایک را فرمان است تا موافقت ابوبکر گلیمی پوشند و سیخی بدوزند

تجرید: ار تعلقات نفسانی پاک شدن

منبع :خلفا راشدین در قلمرو نظم و نثر فارسی
تالیف : فریدون سپری

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:22  توسط احسان  | 

علم حضرت عمر (رض)

رویای صادقانه انعکاسی واقعی یا تمثیلی از آینه قلب است و ظرف پیکر به تناسب استعداد و شفافیت روح حقایقی را در قالب خواب دریافت می کند. پیامبران الهی با توجه به شرایط خاص معنوی خویش بسیاری از وقایعی را که بعدا اتفاق افتاده در رویا دیده اند چنانکه :(( ... رسول الله را (ص) در خواب قدحی شیر آوردند گفت: خوردم و آنچه باقی ماند به عمر دادم گفتند چه تاویل کردی یا رسول الله ؟ گفت : علم تاویل کردم
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:11  توسط احسان  | 

سالروز در گذشت سرور زنان دو عالم، دختر گرامی حضرت

محمد مصطفی (ص) پیامبر مهربانی، حضرت فاطمه (رض)

 بر عموم یکتاپرستان تسلیت باد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 21:46  توسط احسان  | 

منبع : وبلاگ عقیده اهل سنت و جماعت

صداي عمر از مدينه تا فسا رسيد

اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتاب‌هاي لغت نيز آن را نقل كرده‌اند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل مي‌كنيم :

ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.

جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ ..........................ادامه مطلب  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:13  توسط احسان  | 

جلوگیری از افسردگی با نماز صبح -منبع سنی نیوز

  آثار روحى و روانى ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نكات علمى بسیار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند. ادامه را بخوانید »

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 6:2  توسط احسان  | 

دینم در برابر 20پنی

دینم در برابر 20 پنی

توی یکی از سایت ها داستان عبرت آمیزی را که امام یکی از مساجد لندن درباره حادثه ای که برای خودش پیش آمده خواندم. این امام تعریف می کند:

به یکی از مساجد داخل شهر لندن منتقل شدم که کمی از محل زندگی ام دور بود. هر روز با اتوبوس از مسجدم به خانه برمی گشتم.

چند هفته ای می شد که این مسیر را با اتوبوس طی می کردم که یک روز حادثه ی نه چندان مهمی برایم رخ داد...

سوار اتوبوس شدم و پول کرایه را به راننده دادم و او هم بقیه اش را بهم پس داد. وقتی روی صندلی ام نشستم متوجه شدم راننده 20 پنس بیشتر بهم پس داده.

با خودم گفتم باید این مبلغ را به راننده پس بدهم. اما از یک طرف این مقدار مبلغ را چندان مهم نمی دانستم و با خودم می گفتم این چندان مبلغی نیست که لازم باشد پسش بدهم!

همین طور داشتم با خودم یکی به دو می کردم تا اینکه تصمیم گرفتم بقیه آن پول را پس بدهم چون بالاخره حق، حق است...

هنگام پیاده شدن مبلغ اضافی را به راننده دادم و گفتم: ببخشید شما این 20 پنی را اشتباهی اضافی دادید.
راننده تبسمی کرد و گفت:

ببخشید شما همان امام جدیدی نیستید که تازه به این منطقه آمدید؟ من مدتی است که دارم درباره اسلام فکر می‌کنم. این مبلغ را هم عمدا به شما اضافی دادم تا ببینم رفتار یک مسلمان در چنین موقعیتی چگونه خواهد بود!!

آن امام مسجد می گوید:

وقتی از اتوبوس پیاده شدم حس کردم پاهایم توانایی نگه داشتن من را ندارند. به نزدیکترین تیر چراغ آن خیابان تکیه دادم...

اشکهایم بی اراده سرازیر بودند... نگاهی به آسمان انداختم و گفتم: خدایا! نزدیک بودم دینم را به 20 پنی بفروشم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 6:30  توسط احسان  | 

مداحی

 

در مذهب تشيع ، مردم شهادت  امامان را عزاداري شديدي  ميگيرند و يا بلعكس تولد ايشان را جشن بزرگي ميگيرند.همه اين اعمال ناشي از افراط است. آيا بهتر نيست به جاي گريه كردن زندگي آنان را سرمشق خود قرار دهيم.گريه كردن چه سودي به انسان ميرساند. مداحي عملي است كه در زمان شهادت يا وفات امامان صورت ميگيرد و باعث تحريك احساسات مردم ميشود. احساساتي كه بازيچه دست مداحان سودجو ميشود.

بياييد اشعار مداحي را با نص قرآن بررسي كنيم. مداحي كه از اینجا دانلود ميشود را خوب گوش دهيد. در قسمتي از آن مداح ميگويد:"توكل كن علي الحيدر".(حالا بماند چه توهين هايي به اهل سنت كرد و مسجدهاي ما را به بتخانه توصيف كرد.) اما خداوند در قرآن ميفرمايد:"اني توكلت علي الله ربي و ربكم _من توكلم بر خداوندي است كه پروردگار من و شماست{هود56}" و ميفرمايد:"و لئن سالتهم من خلق السماوات و الارض ليقولن الله قل افرايتم ما تدعون من دون الله ان ارادني الله بضر هل هن كاشفات ضره او ارادني برحمه هل هن ممسكات رحمته قل حسبي الله عليه يتوكل المتوكلين_اگر از آنها بپرسي چه كسي آسمان ها و زمين را خلق كرده است قطعا ميگويندخدا.بگو چه ميگوييد درباره آنچه جز خدا ميخوانيد اگر خداوند بخواهد كه به من گزندي برسد آيا آنان دور كننده گزند او هستند؟يا اگر رحمتي براي من بخواهد آيا آنان بازدارنده رحمت اويند؟بگو خداوند براي من كافيست و توكل انسان هاي متوكل به اوست{زمر38}" ويا ميفرمايد:"و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب_هيچ توفيقي براي من حاصل نميشود جز به وسيله خدا.توكلم بر اوست و به سوي او باز ميگردم.{هود88}". من به همين يك مورد بسنده ميكنم. حالا من به شما پيشنهاد ميكنم در اين نوشته ها تامل كنيد و منصفانه قضاوت كنيد.

منبع : وبلاگ اهل سنت کردستان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 10:26  توسط احسان  | 

خروج دجال

خروج دجال    
هرگاه دجال بياید به همراه خود آب و آتش می‌آورد، آنچه در دید مردم آب به نظرمی‌رسد (درواقع) آتش است و آنچه را آتش می‌پندارند، آب زلال و شيرين است.



 

.....................................................................................

إِنَّ مَعَ الدَّجَّالِ إِذَا خَرَجَ مَاءً وَنَارًا فَأَمَّا الَّذِي يَرَى النَّاسُ أَنَّهَا النَّارُ فَمَاءٌ بَارِدٌ وَأَمَّا الَّذِي يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ مَاءٌ بَارِدٌ فَنَارٌ تُحْرِقُ فَمَنْ أَدْرَكَ مِنْكُمْ فَلْيَقَعْ فِي الَّذِي يَرَى أَنَّهَا نَارٌ فَإِنَّهُ عَذْبٌ بَارِدٌ
[رياض الصالحين باب الدجال و اخبارها، الرقم ۱۸۰۹، صحيح البخاری كتاب: احاديث الانبياء ۳۱۹۴، الفتن ۶۵۹۷، سنن ابی داود الملاحم ۳۷۶۰، ابن ماجة الفتن، مسند احمد ۲۲۱۶۶]

حديث: هرگاه دجال بياید به همراه خود آب و آتش می‌آورد، آنچه در دید مردم آب به نظرمی‌رسد (درواقع) آتش است و آنچه را آتش می‌پندارند، آب زلال و شيرين است. اگر كسی از شما (در آن وقت در قید حیات بود و) او را يافت، آتش را برگزيند چراكه آبِ زلال و شيرين است.

يَتْبَعُ الدَّجَّالَ مِنْ يَهُودِ أَصْبَهَانَ سَبْعُونَ أَلْفًا عَلَيْهِمُ الطَّيَالِسَةُ 
[رياض الصالحين باب الدجال واخبارها ، الرقم ۱۸۱۲. صحيح مسلم كتاب الفتن واشراطها ۵۲۳۷. مسند احمد ۱۲۸۶۵] .

حديث: هفتاد هزار از يهودیان سبزپوشِ اصفهان، دجّال را همراهی می‌كنند.

 منبع: گلزار حدیث، نوشته عبدالواحد قلندرزهی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:50  توسط احسان  |